در جهان بیماری پخش شده بود که همه(تمام جانوران) در اثر مبتلا شدن به این بیماری مرده بودند

جز یک نفر که بعد از این بیماری سالم مانده بود و دیگر بیماریی وجود نداشت این مرد در دنیا تک و تنها در کلبه ای نشسته بود که نا گهان در کلبه به صدا در آمد...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 | توسط: احسان | طبقه بندی: داستان های طنز، | نظرات()